
×× | عکس های کرمستج | ×× | خبرهای کرمستج | ××
|
|
مراسم حلیم پزی
طبق عادت هر ساله امسال هم مراسم حليم پزی برگزار شد... عکسهایی که مشاهده می کنید عکسای امروز هست... تاریخ پخت حلیم در کرمستج مشخص نیست... اما در گذشته هر سال به منظور باریدن باران این کار صورت می گرفته است که این مراسم همچنان ادامه دارد ولی ديگر در میان مردم امروز بااينکه اعتقاد باريدن باران بعد از پخت حلیم کمرنگ شده اما مراسم هرساله با شوق زياد برگزار می شود... نوش جان اهالی...
راستی این عکسها توسط امین که نویسنده جدید وبلاگ هست گرفته شده... دستش درد نکنه... خودش بعداْ می یاد خودشو معرفی می کنه. نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: خبرهای کرمستج |
پر پاورقی وای وای نمی دونین چقد کار ريخته سرم... امورز کله سحر رفتم سر کار ... به پاورقی مراجعه شود.(0) هنوز بانک هم باز نشده بود ... عصر هم تا 7 سر کار بودم البته این به این معنی نیست که الآن خسته باشم نه ! نه! بلکه اینا رو می گم که بدونید وقت کم می يارم واسه آپ کردن وگرنه من از عکس گرفتن و چاپ کردن عکس خسته نمی شم... به پاورقی مراجعه شود.(1) برام فرق نمی کنه عکس يه آدم مسن باشه يا يه بچه تپل و ناز... از عکاسی خوشم اومده...البته کار راحتی نيه... برای دونستن معنی نيه به پاورقی مراجعه کنيد (2). با داداش کوچيکه عکسای امروز رو انتخاب کردیم... و البته چون ما خانوادگی دلمون واسه يکی یه دونه ی عمه تنگ شده و می دونیم اونم به این وبلاگ سر می زنه و بیشتر از عکسای شخصی خوشش می یاد عکسش رو تو وبلاگ قرار دادیم تا از عکسی که خوشش می یاد عکس خودش باشه و وقتی که صرف می کنه صرف خودش بشه و انشالله در آینده جبران بشه... پسر عمه به پاورقی مراجعه کند (3) ياسمین ! پاورقی مخصوص یاسمین لازم نیست همتون بخونين(4) پرسيده که وقتی بهار نيست اين وبلاگ چه چيزايي رو نشون می ده؟؟! خب تابستون کرمستج رو نشون می دیم براتون ... ولی جدای از شوخی قراره یک سری دست نوشته های خودم رو که در سنین نوجوانی و پائین تر و بالاتر نوشتم رو در وبلاگ قرار بدم... بعد برای عکس هم سوژه زياده... ممکنه شما سوژه بعدی باشی... موارد امنيتی:به پاورقی مراجعه شود(5) غرض از نوشتن اينهمه پاورقی: جون من یه باردیگه برو پاورقی(6) برای آخرین بار به پاورقی مراجعه شود...(7)
_______ 0 - خداييش ساعت 7 صبح کله سحر نیستا... 1- بابا خيلی هم خسته ام:) اينا رو می گم که انرژی داشته باشم فردا کله سحر برم سر کار... 2- نيه:نيست. 3- پسر عمه جبران لازم نیست خواستم بترسونمت... 4- تازه پيداش کردم و خیلی هم دوستش دارم خیلی هم دوست دارم بازم بچتیم... دلمم براش تنگ شده تو این مدت که نیستم... خلاصه خوشیم با هم... نمک کرمستج 5- اگر می خواهید عکستون در وبلاگ قرار داده نشه:از فرستادن عکس خود برای آفتاب به شدت خودداری کنید... از قرار گرفتن در برابر دوربین آفتاب به شدت خودداری کنید البته دوربین محل کارش نه.. دوربین خونه:) 6- غرضی در کار نیست.نمیدونم چرا مردم همش دنبال غرض هستن... ای بابا... یه کم مثبت فکر کنید... همش بدبینی 7- بای بای... نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: دستنوشته ها و خاطرات |
گل2
من هر روز اين گلها رو می بینم... دوستشون دارم... خوشکلن... جايي واسه روئيدن پیدا کردن... میشه ازشون یاد گرفت. نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: عکس هایی از کرمستج
بازم کرمستج:)
بازم سلام ممنونم از دوستان عزیز که به وبلاگ ما سر می زنن... این چند تا طی این چند ماه گرفته شده...امیدوارم مورد پسند واقع بشه... سعی می کنم بازم عکس بگیرم و براتون در وبلاگ قرار بدم... نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: عکس هایی از کرمستج |
اينم از امروز ما و کرمستج :)
عصری خواهرم قرار شد جای من بره سرکار تا من برم واسه وبلاگ عکس بگيرم و من عوضش يه گلدون پر گل شب بو براش آوردم که الآن عطرش تموم اتاقو پر کرده... سفره ی خداوند در جای جای کرمستج گسترده شده. نميشه درک کرد اين همون کرمستج چند ماه پيش هست...در اين هوای دلپذيرمی بیينی گوشه ای از دامنه ی سیاه تک این کوه استوار رو گلهای شب بو هم زيبا و هم معطر کرده... طرف ديگه گلهای زرد... يه جای ديگه می بينی گلهای نارنجی رنگی سر از دل خاک پاک کرمستج در آوردند... و اگه بری جلوتر کوههای نمک رو می بينی که يک قسمت از اين خاک پاک رو سفيد پوش کرده... در اکثر صحرای کرمستج زمينای کشاورزی هست که فقط به اميد رحمت خداوند زير کشت رفته... سرسبزی زيبایي که نشون توکل اين آدمها به خداست... کوههای زيبا و بی نظير کرمستج دور تا دور اين همه زيبایی قرار گرفته و یک آن حس می کنی تو مزرعه ای زيبا ايستادی که حصارش همين کوههای محکمه... سقفش آسمون بی همتای خدا... البته فکر کنم اگه بارون نياد اين همه زيبایی تا نوروز زير اين آفتاب از بين می ره... آدم وقتی بهش نگاه می کنه لذت و شعفی پايدار تمام وجود آدم رو در برمی گیره...روح ادم در اين هوا زنده میشه... اونوقته که ادم می فهمه زادگاه خود آدم یه چيز ديگه اس... گلاش... سبزه هاش... نمکش:)... شوره زارش... کوهاش.. حتی هوای گرم و سرد جايي که آدم توش به دنيا اومده و بزرگ شده و تو اون هوای پاکش نفس کشيده خودش يه حسی داره ... يه حس مقدس... عشق به زادگاه... عزيزی پرسيده بود درست کردن وبلاگی به نام کرمستج شايد معنی نداشته باشه ، و من فهميدم اون هنوز به حس دوست داشتن زادگاه... دوست داشتن کرمستج زیبا نرسيده... من می دونم دلای مشتاقی هست که دور از کرمستج يا حتی تو خود کرمستج بی تاب ديدن روی ماه ديارشونه... و از اونجایی که در حال حاضر هم سرگرمی و هم شغل من عکاسی هست من دوست دارم از روستای خودم عکس بگيرم و در معرض ديد مشتاقان کرمستج قرار بدم... ناگفته نمونه که دوستان من به بنده لطف بسيار دارند و از من خواستند که عکسام رادر وبلاگ قرار بدم... راستی نوشتن کلمه ي نيگاه توسط يکی از دوستان مورد انتقاد قرار گرفته که راستش من علاقه دارم نوشته هام رو به صورت گفتار عاميانه تايپ کنم.:) اما دوستان عزيزم بارها گفتم و بار ديگه میگم سر بزنيد... قدمتون بر چشمای من... نظر بدین... انتقادات رو به ديده منت می پذيرم... از کليه ی دوستان که با حضورشون ما رو سرافراز می کنن ممنونم... نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: دستنوشته ها و خاطرات |
صحرای کرمستج در 6 اسفند 85 - نزدیک آبانبار حاجی محمد صالح
نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: عکس هایی از کرمستج
گلای شب بو - دامنه سیه تک
اینجا نزدیک کوه نمک چهارمی هست... نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: عکس هایی از کرمستج
اسفند 85
با سلام آپ قبلی موجب اعتراض بسیاری از دوستان شد که چرا عکسا دیر باز میشه؟ راستش من فکر می کردم دیر باز شدن عکسا به کیفیتشون می ارزه ولی چون دیدم دوستان معترض هستن حجم عکسا رو دو تا سه برابر کمتر کردم:) انشاالله که موجب رضایت باشه:) لول همه جا سرسبز شده... اسفند ماه امسال فوق العاده زیباست... همه جا پر از گلهای جور واجور... سعی کردم عکسها تقریبا گویا باشه...انشاالله که اینطور باشه. خوشحال میشم نظر بدین... تعریف کنید نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: عکس هایی از کرمستج |
|
|